ابو القاسم راز شيرازى

128

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

عبد ، حقّ تعالى راست در امورات خود و خلع كردن خود است از تدبير در امور خود ، و مادام كه قلب منفتح نشود به نور صفات قدرت و خبرت و محبّت حقّ جلّ و علا توكّل نخواهد كرد بر حقّ ؛ زيرا كه اگر حقّ را قادر ندانست تصوّر مىكند كه با عدم قدرت چگونه از عهدهء امورات من برمىآيد ؟ و هرگاه حقّ تعالى را خبير و مطّلع بر ظاهر و باطن و مقادير امور و مصالح و مفاسد امور خود ندانست باز تصوّر مىكند كه با عدم خبرت و اطّلاع ، چگونه وفا به امورات من تواند نمود ؟ و هرگاه حقّ جلّ و علا را دوست خود ندانست چگونه مطمئنّ مىشود در واگذاردن امر به او ؟ پس توكّل موقوف بر اين سه علم است ، و مادام كه قلب منفتح به نور علم به صفات الهيّه نشود توكّل به جهت او حاصل نگردد ، و لهذا متحقّق بودن عبد به توكّل ، علامت فتح قلب است . دليل ثانى بر فتح قلب : صدق است و صدق مطابق بودن چيز است با واقع و مطابق بودن عمل است با نيّت قلب . پس مادام كه نيّت قلبى در اقبال و توجّه به حقّ جلّ و علا حاصل نشود تطبيق عمل صالح خود با قلب ظاهر نگردد و مادام كه قلب منفتح نباشد به نور توجّه و اقبال ، نيّت پيدا نمىشود ؛ مادام كه نيّت صحيح حاصل نشود ، اعمال صالحه را تطبيق با نيّت خود نخواهد نمود ؛ پس صدق ، علامت نيّت و توجّه است و آنها دليل بر انفتاح قلب‌اند ؛ پس صدق دليل بر فتح قلب است . و دليل سيم بر فتح قلب : يقين است ؛ و در باب اوّل معلوم شد كه يقين ، نورى است كه پس از تدبّر در آيات آفاقيّه بر دل اشراق مىكند و مادام كه باب قلب به عالم ملكوت اعلى مفتوح نشود چگونه نور يقين بر دل مىتابد ؟ پس يقين ، دليل بر فتح قلب است . علامت خفض قلب سه چيز است ؛ اوّل : عجب و عجب به معنى خودبينى و عظم « 13 »

--> ( 13 ) - عظم و عظم هر دو بمعنى بزرگى است .